اين توهم که مي‌گويند "اگر برجام نبود گزينه جايگزين، جنگ بود" چقدر واقعيت دارد؟ + سند

اين توهم که مي‌گويند "اگر برجام نبود گزينه جايگزين، جنگ بود" چقدر واقعيت دارد؟ + سند

برنامه هفته اخير ثريا به موضوع «توان بازدارندگي دفاعي ايران در برابر تهديدات دشمنان» اختصاص داشت. ميهمانان اين برنامه دکتر حسين روزبه، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ايران-آمريکا، سيد مصطفي خوش‌چشم، کارشناس روابط بين‌الملل بودند.
تاريخ: 7/9/1395
كد مطلب: 2511
بازديد: 2614

برنامه هفته اخير ثريا به موضوع «توان بازدارندگي دفاعي ايران در برابر تهديدات دشمنان» اختصاص داشت. ميهمانان اين برنامه دکتر حسين روزبه، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ايران-آمريکا، سيد مصطفي خوش‌چشم، کارشناس روابط بين‌الملل بودند. اين برنامه طبق اسناد و مدارک اتاق فکرها و انديشکده‌هاي آمريکايي به بررسي برخي از اظهار نظرهاي مسئولين پرداخت که مدعي هستند اگر برجام نبود گزينه جايگزين، جنگ بود.

مهمترين محورهاي برنامه به شرح زير است؛

اين توهم که مي‌گويند "اگر برجام نبود گزينه جايگزين، جنگ بود" چقدر واقعيت دارد؟
حمله به ايران از نظر سناتورها و ژنرال‌هاي آمريکايي احمقانه است اما از نظر غربگرايان داخلي هميشه قطعي بوده است!
دستاوردهاي بزرگ امثال شهيد تهراني مقدم مانع حمله به ايران بوده است نه برجام
سياست دوگانه فشار و مذاکره آمريکا براي تضعيف موشک هاي ايران است
بدعهدي آمريکا و بي حاصلي برجام، علت تغيير هدف برجام از رفع تحريم‌ها به رفع تهديدهاي پوشالي
اگر دستگاه ديپلماسي اين‌بار کوتاه بيايد، ترامپ ده قدم جلو خواهد آمد
جريان غربگرا بيش از دو دهه با بلوف "سايه شوم جنگ" کاسبي سياسي کرده است
ماجراي نامه 127 نماينده مجلس ششم به رهبر انقلاب و تحميل نوشيدن جام زهر 15 سال پيش چه بود؟

مجري برنامه ثريا در ابتداي برنامه به شهادت محسن خزايي، خبرنگار صداوسيما در سوريه اشاره کرد و به خانواده وي تسليت گفت. وي در ادامه به کشتار  بيش از 100 نفر از عاشقان اباعبدالله در نيجريه پرداخت و از بي‌توجهي فضاي رسانه‌اي و مسئولين سياسي به اين فاجعه اعلام نارضايتي کرد. به گفته وي بيش از 10 ميليون نفر در کشور نيجريه مسلمان شيعه هستند.

در ادامه مقصودي به موضوع برنامه اشاره کرد و علت انتخاب اين موضوع براي اين قسمت از برنامه را سالگرد شهادت شهيد تهراني مقدم بيان کرد. وي گفت: همان‌طور که اطلاع داريد در فضاي رسانه‌اي کشور بحث سايه شوم جنگ و گزينه‌هاي روي ميز آمريکا هر از چند گاهي مطرح مي‌شود و  فلان اقدام را دليل برداشته شدن گزينه روي ميز ( اقدام نظامي) آمريکا اعلام مي‌کنند. امشب قصد داريم به اين بپردازم که چرا تابه‌حال اين گزينه‌ها عملي نشده است .

سايه شوم جنگ بازيچه دست آمريکا و يک جريان در کشور

پس از معرفي مهمانان، مقصودي با اعلام خبر آماده شدن مستندهاي جديد ثريا خبر از پخش آن‌ها در آينده داد. مقصودي سؤال اول را از دکتر روزبه پرسيد و گفت: همان‌طور که گفتم هر از چند گاهي اين بحث در فضاي رسانه‌اي کشور مطرح مي‌شود. در حال حاضر هم اين بحث مطرح است که سايه شوم جنگ با برجام از بين رفته است. اين موضوع بازيچه دست آمريکا و يک جريان در کشور شده است. سؤال من اين است که اين موضوع تا چه حد واقعي است؟

دکتر روزبه در پاسخ به اين سؤال به بستر تاريخي اين موضوع اشاره کرد  و گفت: اگر به‌واقع اين مسئله وجود داشته باشد بايد ريشه‌هاي آن را يافت. بايد درصد واقعي بودن سايه شوم جنگ را مشخص کرد همچنين درصد رسانه‌اي و نظامي و سياسي اين موضوع مشخص شود. اگر تصميم داشته باشيم برآورد کنيم که تا چه ميزان جمهوري اسلامي ايران و منافع ملي ما در آستانه جنگ است يا نه، بايد به گذشته بنگريم . در آستانه دهه چهارم انقلاب جريانات سياسي نسبت به موضوعات مختلف واکنش نشان داده‌اند.اين رفتارها سابقه تاريخي ما است.

وي بابيان اينکه به فراخور اين برنامه صريح صحبت خواهد کرد گفت: آن مواردي که ما صحبت خواهيم کرد قطعاً مستند به رفتارهاي سياسي  مجموعه‌هاي درون نظام است. نسبت به اين سابقه مي‌توان قضاوت کرد.

ايشان با اشاره به نامه‌اي که دريکي از ادوار مجلس به رهبر انقلاب نوشته شد گفت: اين نامه حاوي نکاتي است که ما مي‌توانيم اين نکات را بازخواني کنيم.

نامه توهين آميز 127 نماينده مجلس ششم به رهبر انقلاب

روزبه در پاسخ به اين سؤال که آيا اين نامه را نماينده‌هاي مجلس نوشتند گفت: بله. نماينده‌هاي وقت مجلس در سال 1381   به رهبر معظم انقلاب نوشتند.

وي در ادامه در پاسخ به سؤال مجري برنامه که آيا اين نامه در دوره  ششم مجلس نوشته‌شده است گفت: بله. نامه جنجالي بوده است. فرازهاي مختلفي دارد و در 31 ارديبهشت 81 نوشته شد . من يک‌بند را که به فضاي فعلي ما نزديک است را مي‌خوانم. جلب است که در آن دوران هم سايه شوم جنگ نزديک بوده است و ظاهراً اين سايه زاده يک فضاي سياسي است به اين معني که بيشتر از  آنکه گزينه نظامي باشد يک ابزار سياسي تلقي مي‌شود.

مقصودي با اشاره به نامه 127 نماينده مجلس در دوره ششم گفت: آيا اين همان نامه است؟

تهديد نظامي خارجي ابزار سياسي جريانات سياسي داخلي

روزبه ضمن پاسخ مثبت به سؤال مجري برنامه بيان کرد: من دقيقاً متن نامه را مي‌خوانم. «فضاي سياسي کشور را در سال 75 از ياد نبرده‌ايم که به دلايل گوناگون در عرصه سياست خارجه ايران در انزواي کامل و حتي کشور در معرض تهديد نظامي خارجي قرار داشت.» اين متن نامه است. ادبيات امروزي در فضاي سياسي ادبيات جديدي نيست و درگذشته بوده است.  بيش از آنکه نظامي باشد سياسي است و بيش از  آنکه در واقعيت امکان تحقق داشته باشد در ذهن‌ها است. بيش ازآنچه يک گزينه عليه منافع ملي ايران باشد يک ابزار  براي آزردن رقباي سياسي است. يک ابزار سياسي به‌قصد جابجايي منازعات گروه‌هاي سياسي است.  بندهاي ديگري هم دارد. اين نامه در تاريخ سياسي ما وجود داشته است. در بخش ديگري از نامه‌اين‌چنين آمده است:«اما شايد دوره کنوني از اين لحاظ بي‌مانند باشد که شکاف‌هاي سياسي و اجتماعي با تهديدات خارجي و برنامه آشکار ايالات‌متحده  به‌عنوان  قدرتي که در برابر خود مانعي نمي‌بيند(براي تغيير نقشه ژئوپليتيک منطقه همزمان شده است) و نظام ناچار به کنش و واکنش در  برابر اين برنامه است. » در همان مقطع –سال 81 – که 15 سال پيش است

مجري کارشناس برنامه گفت: به دولت بوش اشاره مي‌کنند.

کارشناس مسائل ايران- امريکا در ادامه گفت: بله. اشاره به آن دولت دارد که براي منطقه برنامه دارد و گفته‌اند که عن‌قريب سايه شوم جنگ ما را هم به کام خود بکشاند. ما مي‌توانيم در رابطه با اين موضوع اظهارنظر بکنيم. اگر اين فرايند طي شده بود ما بالاخره بايد ما به ازاي آن را مشاهده مي‌کرديم. در حال حاضر 15 سال است که باوجودآنکه اکثر کشورهاي دنيا دچار چالش‌هاي امنيتي هستند ما در جزيره‌اي از امنيت قرار داريم. (9:38) .آن چيزي که معادله جنگ را تعيين تکليف مي‌کند موضع‌گيري‌هاي سياسي ما است ، توان بازدارندگي در مجموعه‌هاي نظامي امنيتي کشور، قدرت ملي کشور، توان بالاي امنيت ملي کشور به‌واقع تجلي مي‌يابد .

پيشنهاد جام زهر به رهبر انقلاب

مقصودي گفت: آيا اين همان نامه‌اي است که با ادبيات نامعقولي به رهبر انقلاب پيشنهاد داده مي‌شود که اگر قرار است جام زهري را بنوشيد سريع‌تر اين کار را انجام دهند؟

روزبه در جواب گفت: بله. در پوشش جرياني عقل‌گرا و خيرخواه براي کشور پيشنهاد مي‌دهند که پيش از آنکه تماميت ارضي کشور مورد تعرض قرار بگيرد خودمان اين کار را انجام دهيم.

مجري برنامه با اشاره به اهميت يادآوري اين نامه گفت: در آن دوره  من 20 سال سن داشتم اما الآن‌که شما يادآوري کرديد براي جوانان بسيار مفيد است که اين نامه را بخوانند.

روزبه با اشاره به صحبت‌هاي مقصودي گفت: نکته مهم اين نامه ‌اين است آن جريان در آن زمان ادعاي عقل‌گرايي مي‌کرد و اتهام بي‌بهره بودن از عقل سياسي را به جريان مقابل نسبت مي‌داد. امروز ما مي‌توانيم نسبت به عملکرد اين دو مجموعه قضاوت بکنيم؛ 15 سال مدت زيادي است.

مقصودي سؤال بعد را از مهمان ديگر برنامه جناب خوش‌چشم پرسيد و گفت: در رابطه با اين روند تاريخي که اشاره کردند، اين ابزار چگونه استفاده مي‌شود و تا چه ميزان واقعي بوده است؟ و چرا عملي نشده است؟

خوش‌چشم بابيان اينکه اگر بخواهيم سامانمند صحبت بکنيم در کنار سير تاريخي، بايد بر اساس مؤلفه‌هاي تهديد بررسي شود که آيا تهديد امکان‌پذير هست يا خير، گفت: مؤلفه‌هاي مختلفي براي اين موضوع وجود دارد شامل مؤلفه‌هاي اقتصادي، مؤلفه‌هاي نظري، مؤلفه‌هاي افکار عمومي در داخل و خارج از کشور – به‌طور مشخص در داخل و در بيرون از آمريکا- همين‌طور در کشور هدف است. توان جنگ در سمت آمريکا و توان دفاع در سمت ايران بايد بررسي شود. درصورتي‌که مقدور باشد پيرامون تمام اين مؤلفه‌ها صحبت خواهيم کرد. از اين موضوعات مهم‌تر مي‌توان به  صحبت‌هاي آمريکايي‌ها در بازه زماني مورداشاره رجوع کرد که چه مطالبي گفته‌شده است و چه راهي را دنبال مي‌کردند. فکر مي‌کنم که آقاي دکتر گفتند سال 1381 بوده است. که مقارن با 2002 مي‌شود.

توافقات آمريکا با ايران در حمله به افغانستان براي ممانعت از حمله ايران

وي در ادامه با اشاره تاريخ شروع جنگ افغانستان گفت: اين جنگ سال 2001 شروع شد. من به ارزيابي‌هاي خارج از کشور  اشاره مي‌کنم. خانم و آقاي لبرت؛ – آقاي لبرت از کارشناسان برجسته آمريکا بوده است و ايشان در زمان جرج بوش در معاونت امنيت ملي کاخ سفيد مسئول ميز ايران بوده است همچنين همسرش هم در همان ميز مشغول به کار بوده است. – خانم لبرت زماني که قصد حمله به افغانستان داشتند – مدتي بعدازآن مباحثي مطرح شد. البته به دليل آنکه قرار است که به‌صراحت گفته شود مطرح مي‌کنم. مباحث مطرح‌شده اين بوده است که  توافقات کوچکي با ايران انجام شد، براي  مثال اگر به هواپيماهاي آمريکا در افغانستان آسيب رسيد و خلبان آمريکايي هواپيماي خود را به مرز ايران رساند ، ايران اجازه بدهد  که اين شخص در آب‌ها بين‌المللي يا يکي از سفارت‌خانه‌ها تحويل داده شود. 

خانم لبرت در مذاکراتي که تصميم به همکاري‌هاي کوچکي در آن دوران قرار بوده است اتفاق بي افتد مسائلي را مطرح مي‌کند، ايشان در سال‌هاي بعد در ديداري عمومي با نخبگان واشنگتن در سال 2006 يا 2007 مباحثي را مطرح کرده است که بنده برخي از آن‌ها را مطرح مي‌کنم؛  ايشان مي‌گويد در آن زمان ما درخواست‌هاي بسيار کوچک  ولي مهمي را داشتيم اما به دليل آن‌که سال‌ها با ايران مذاکره‌اي نداشته‌ايم، تصميم به همکاري با آن‌ها گرفته بوديم، اين درخواست‌ها بسيار مهم تلقي مي‌شد و موجب  تعجب ما بود. ايشان مي‌گويد هرماه يک جلسه با نماينده ايران در افغانستان به همراه نماينده ويژه آقاي بوش  - البته دقيقاً به خاطر ندارم اما احتمال مي‌دهم که آقاي سلمان خليل زاد بوده است- برگزار مي‌شد(احتمالاً سفير ايران در افغانستان طرف مذاکره بوده است).

 ايشان مي‌گويد در آن دوران در مذاکرات هميشه در انتظار آن بوده‌اند که طرف ايراني بالاخره خواسته‌اي از آمريکا داشته باشد و مطرح کند، اما هيچ‌چيزي از ما نمي‌خواستند که موجب تعجب بسياري بود (گرچه اقدام بزرگي نيست اما با توجه به آنکه ساليان سال رابطه‌اي بين ايران و آمريکا وجود نداشته است بايد به‌عنوان اقدام بزرگي تلقي شود)؛ ما پيرامون علت درخواست نداشتن ايران به چنين جمع‌بندي رسيديم که نداشتن درخواست از سوي ايراني‌ها به دليل آن است که احتمالاً چنين فکر مي‌کنند که قرار است بعد از افغانستان به ايران  حمله کنيم و در آن دوران هنوز ايران از سوي آقاي بوش به‌عنوان محور شرارت معرفي نشده بود.

 ايشان مي‌گويد که ما تعجب کرديم که اين ارزيابي چگونه انجام‌شده است؟ اگر قرار است که ما پس از افغانستان به ايران حمله کنيم براي اقداماتي کوچک چنين استراتژي عظيمي را کنار نخواهيم گذاشت. اگر قرار نيست به آن‌ها حمله کنيم چرا ايران در ازاي اقدامات هر چند کوچک هيچ خواسته‌اي از ما ندارد. ايشان مي‌گويد که بنده  و نمايند آقاي بوش بسيار متعجب شده‌ايم و اين تعجب هنوز هم باقي است، ايشان مي‌گويد به دليل چنين عقب‌نشيني‌هاي مکرر بعد از دو سال آقاي بوش هم ايران را به‌عنوان محور شرارت معرفي کرد زيرا احساس کرده بود که ايراني‌ها از احتمال رخ دادن جنگ ترس دارند.

کارشناس روابط بين‌الملل پيرامون نامه مطرح‌شده گفت: آمريکايي‌ها قبال اين نامه مباحث زيادي مطرح کرده‌اند. ما در ادامه برنامه  به اين موضوع خواهيم پرداخت که تصميم سازان آمريکايي طي سال‌هاي 2003 الي 2009 که آقاي اوباما در 20 ژانويه 2009 رئيس‌جمهور شد و در ادامه دولت خود پيرامون جنگ با ايران چگونه فکر مي‌کردند؟ آيا پشت اين تهديدها زور عملي هم وجود داشته است؟ علاوه بر اينکه مي‌توان اين سير تاريخي را مي‌توان انجام داد مي‌توان به مؤلفه‌هاي ديگر همانند افکار عمومي هم پرداخت.

بخش دوم گفتگو با سؤالي از دکتر روزبه آغاز شد؛ مقصودي از ايشان پرسيد: در دشمني آمريکا با ايران شکي نيست. البته در دوراني هم دورتادور کشور را به‌نوعي محاصره کرده بودند. چرا نتوانسته تهديد حمله به ايران را عملي بکند؟ به‌هرحال نيت دارد که ايران را نابود کند اما دليل عملي نشدن اين تهديد را بفرماييد.

تضعيف اقتصادي آمريکا بعد از حمله به افغانستان/ مخالفت کنگره با حمله به ايران

روزبه در پاسخ به دوران رياست جمهوري بوش اشاره کرد و گفت: بوش را مي‌توان به‌عنوان جنگ‌طلب‌ترين رئيس‌جمهور آمريکا معرفي کرد. ايشان در زمان  رياست‌جمهوري‌اش دو جنگ عليه دو کشور به راه انداخت. شايد يکي از اهداف آن‌ها اين بود که هزينه‌هاي جنگ براي اشغال اين دو کشور کوچک را بسنجند و – درصورتي‌که بپذيريم سايه شوم جنگ صحت داشته است- تمريني براي  جنگ با ايران باشد.

 قطعاً بايد يک‌روال منطقي طي شود؛ ابتدا کشور افغانستان به‌عنوان يک حلقه ضعيف مورد حمله قرار ‌گيرد و سپس عراق و  پس‌ازآن مي‌توانند به ايران حمله کنند.  حال چه اتفاقي افتاد؟ در دوران بوش زماني که جمع‌بندي حمله به افغانستان در ميان مسئولين آمريکايي انجام شد که ديگر آمريکا به لحاظ اقتصادي و تواني که براي ايجاد يک جنگ جديد لازم است توانايي نداشت.  اين مباحث را هر شخصي که در آن  زمان ادبيات امنيت ملي آمريکا و نهادهاي تصميم گير و نهادهاي تصميم‌ساز و قوه مجريه آمريکا را رصد مي‌کرد، به آن واقف است. آن‌ها نگران اين بودند که اتفاقي بيافتد و آمريکا به مرحله فروپاشي برسد.

من نامه‌اي در اينجا دارم که  مجموعه‌اي متنوع از سناتورهاي آمريکايي –دموکرات و جمهوري‌خواه -  در 1 نوامبر 2007 به رئيس‌جمهور وقت ارسال مي‌کنند؛ در اين نامه از دو اقدام ابراز نگراني شديدي انجام مي‌شود، ابتدا درخواست جدي دارند که به‌هيچ‌وجه جنگ ديگري به راه نيندازيد زيرا اقتصاد آمريکا توان  تحمل جنگ جديد را ندارد. نکته دوم اين است که به‌نوعي کنگره به‌عنوان يک‌نهاد تصميم‌گير از همراهي در هر جنگي  عقب‌نشيني مي‌کند؛ نه‌تنها عقب‌نشيني مي‌کنند بلکه مي‌گويند که اگر شما اقدامي  عليه ايران بکنيد مخالف شما خواهيم بود.

 اين نامه از سوي سناتورهاي آمريکايي به رئيس‌جمهور وقت زده‌شده است. اين اتفاقات در فضاي تصميم گير آمريکا رخ‌داده است زيرا زماني که کشوري مي‌خواهد با کشوري ديگر بجنگد بايد در ميان نهادهاي تصميم‌گير در آن کشور انسجام وجود داشته باشد. در درون حاکميت آمريکا و حتي در قوه مجريه به‌هيچ‌عنوان در زمان رياست جمهوري راديکال‌ترين رئيس‌جمهور آمريکا هماهنگي وجود نداشته است تا بتوانند اجماعي عليه ايران ايجاد کنند.

دستاوردهاي بزرگ امثال شهيد تهراني مقدم مانع حمله به ايران است نه برجام

وي در ادامه گفت: در برخي از رسانه‌هاي داخل کشور توهم اجماع بوده است اما اين افراد که  قرار است مديريت فضاي دشمني با ايران را انجام دهند از اين موضوع ابراز نگراني شديد مي‌کنند. اين نامه با اين ابراز نگراني شروع مي‌شود که اقتصاد به بن‌بست رسيده، آمريکا را به مرحله فروپاشي برساند. اين نامه در 1  نوامبر 2007 مطرح‌شده است که حدود 10 سال پيش مي‌شود و در اواخر دوره بوش است. اگر دقت کرده باشيد لحن بوش هرچه به انتهاي دوران رياست جمهوري خودش نزديک مي‌شد لحني نرم‌تر پيدا مي‌کرد. علت اين موضوع چه بوده است ؟ آيا علت اين موضوع اتخاذ راهبرد سياسي توسط ايران بوده است؟ به نظر من پاسخ اين سؤال نه است زيرا موضوعي که بوش را به عقب راند حرکت شتابان و پيش‌رونده جوانان کشور در عرصه دفاعي بوده است که دستاوردهاي بزرگي را داشته‌اند.

 دستاوردهاي بزرگ شهيد تهراني مقدم که به‌عنوان بخشي از دکترين دفاعي ايران حاصل‌شده است  دشمن را به نقطه‌اي رسانده است که هيچ گزينه نظامي بر روي ميز شوراي امنيت آمريکا قرار نمي‌گيرد. در حقيقت دستاوردهاي ما، ارتقاي توان فني و توان نظامي ما است، دستاوردهاي ما ارتقاي فضاي همدلي مردم با حاکميت است که منجر به از بين رفتن سايه شوم جنگ  شده است گرچه ابزار ديپلماسي به‌هرحال تأثير داشته است اما ابزار کوچکي است. اگر قرار بوده است که اين ابزار جواب بدهد کشورهاي ديگر چنين مي‌کردند. براي مثال ليبي  باهمين تفکر ديپلماسي سعي کرد که از تهديد پيشگيري کند اما سرنوشتش چه شد؟

توصيه قذافي به ايران؛ از سرنوشت ليبي عبرت بگيريد

کارشناس مسائل ايران- آمريکا در ادامه گفت : ليبي ابتدا  برنامه هسته‌اي خودش را داد، سپس موشک‌هايش را داد، حتي به ليبي تضمين داده‌اند که در هنگام خطر از آن کشور دفاع خواهند کرد و امروز سرنوشت ليبي مشخص است. اواخر حکومت قذافي مصاحبه‌اي از او پخش شد که در آن سؤالي از قذافي مي‌کنند که توصيه‌ات به ايران – يک کشور را هم نام مي‌برد - چيست ؟ به ايران توصيه مي‌کنم که از سرنوشت ليبي عبرت بگيرند.

روزبه بابيان اينکه اساس مذاکره را نفي نمي‌کند گفت: آن چيزي که براي  کشور توليد قدرت و بازدارندگي مي‌کند يکي از ابزارهايش ديپلماسي است که مکمل بال دفاعي است؛ اين موضوع مي‌تواند در کنار پيشرفت نظامي ايجاد قدرت ملي کند و اين قدرت از جنگ حتماً جلوگيري خواهد کرد.

در ادامه برنامه مقصودي خطاب به خوش‌چشم گفت: دوران بوش نمونه‌اي خوب است چون در آن زمان چنين فضايي در کشور داشته‌ايم و مذاکرات سعدآباد  اتفاق مي‌افتد و از طرفي هم ما به‌عنوان محور شرارت مطرح مي‌شويم و اتفاقات ديگري هم که رخ داد، لطفاً دليل آنکه اين تهديد در دوران  بوش عملي نشد را توضيح دهيد؟

تهديد و تحريم راهکار اوباما براي وادار کردن ايران به مذاکره

خوش‌چشم بابيان اينکه ابتدا بايد بررسي شود که چرا تهديد کرده‌اند گفت: از ابتداي انقلاب ما تهديد به تحريم شده‌ايم، کودتا، شورش خياباني ، انقلاب مخملي و ... در مورد ما از سوي آن‌ها امتحان شده است و هرچه ما به‌پيش مي‌رويم تحريم‌ها در مسائل حقوق بشر ، تروريزم و هسته‌اي و ... بيشتر مي‌شود. طي سال‌هاي 2006 الي 2008  در دوران رياست جمهوري  آقاي بوش 5 قطعنامه شوراي امنيت و سازمان ملل داده مي‌شود و ما تحريم مي‌شويم.

 به‌يک‌باره در اواخر دوران بوش، به مدت 22 الي 23 ماه هيچ قطعنامه‌اي صادر نمي‌شود تا زماني که  قطعنامه 1921 مطرح مي‌شود. چرا اين تحريم‌ها زياد شد؟ اصولاً تحريم‌ها همانند جنگ ابزار سياست است.  جنگ و تحريم براي آن انجام مي‌شود که سياست طرف مقابل حاکم شود. اکثر  نظريه‌پردازان و تحليلگرها بر اين عقيده هستند که تحريم کردن يک کشور اعلام جنگ به  يک کشور است. زماني که تحريم‌ها در شوراي امنيت تا حد زيادي افزايش يافت و جواب  نداد، در زمان آقاي اوباما تهديد را هم اضافه کردند تا اين دو لبه همانند قيچي به ايران فشار بياورد تا ايران به‌پاي مذاکرات بيايد. ابتدا آقاي اوباما تهديد مي‌کرد و مي‌گفت که همه گزينه‌ها بر روي ميز است.  

وي افزود: تا زماني که در انديشکده‌ها، ژنرال‌هاي آمريکايي به ايشان گفتند که تهديد کلامي  فايده ندارد، بايد  تهديد را به‌گونه‌اي بيان کنيد که باور کنند.  يک کلمه در انگليسي با عنوان incredible است که به معناي باورناپذيري است و  برعکس اين کلمه زماني که پيشوند in را حذف مي‌کنيد به معني باورپذير است. متأسفانه در داخل به معناي تهديد معتبر ترجمه‌شده است اما در ميان مردم اين کلمه به‌خوبي درک نمي‌شود. معني اصلي کلمه credible  باورپذير است و اين به معناي آن است که چيزي بگوييد که باورپذير باشد.  براي آنکه چنين باوري به ايران القا شود براي مثال ناوهاي آمريکايي به خليج‌فارس فرستاده مي‌شوند يا اينکه مراکز جاسوسي امريکا اخباري را مخابره مي‌کنند که مي‌دانند توسط دستگاه‌هاي  اطلاعاتي ايران رصد مي‌شود و کد شکني مي‌شود و متوجه مي‌شوند. البته جابجايي‌هاي دروغين، ظاهري و براي فريب اتفاق مي‌افتد البته اين‌گونه نيست که هر پيامي بدهند در کشور ما  کد شکني بشود و باور بشود اما تعداد پيام‌ها افزايش مي‌يابد، تعداد پيام‌هاي جابجايي نيرو و لشگر افزايش مي‌يابد، اين عملکردها براي يک هدف انجام  مي‌شود و هدف اين است که شما باور کنيد که جنگ امکان‌پذير است.

مجري برنامه پرسيد: پس تلاش مي‌کنند که بر روي مسئولين و سياستمداران ما اثر مي‌گذارند ؟

اين کارشناس  روابط بين‌الملل گفت: زماني شما به‌عنوان يک  کارشناس، احتمال بسيار پايين را موردتوجه قرار نمي‌دهيد اما به‌عنوان يک  مسئول مملکتي اگر احتمال بسيار کمي در مورد جنگ باشد، بايد در اين رابطه فکر کرد و اقداماتي انجام شود و پيش‌بيني‌هاي لازم انجام شود. تمام هدف آمريکايي‌ها اين بود که تهديد و تحريم به ايران فشار آورد  تا آن‌که ايران به سمت مذاکره بياييد و به قول خانم هيلاري کلينتون، محاسبات ايران تغيير کند.

سياست دوگانه فشار و مذاکره براي تضعيف موشک هاي ايران

روزبه، مهمان ديگر برنامه افزود: خانم کلينتون در اين رابطه  تصريح مي‌کنند و مي‌گويند که  سياست ما دوگانه است يعني فشار و مذاکره. زماني که علت را از ايشان جويا مي‌شوند در پاسخ مي‌گويد که مي‌خواهيم محاسبات حاکمان تهران را تغيير دهيم.

خوش‌چشم در راستاي سخنان  دکتر روزبه نقدهايي را وارد کرد و گفت: اين کار را اعلام کرده‌اند و در حال حاضر اين کار را براي موضوع موشکي ما در حال انجام هستند.

اين کارشناس روابط بين الملل در ادامه گفت: در جلسات کنگره و سنا ، مقامات ارشد دولت آقاي اوباما حضور مي‌يابند و به همين موضوعات يعني ادامه کار براي تغيير در محاسبات موشکي اشاره مي‌کنند. پس تهديد براي آن بود که مسئولان ما  وارد مذاکره شوند. حال ما بايد  ببينيم که آيا تهديدها امکان‌پذير بوده است؟ مي‌توان برنامه‌هاي زيادي پيرامون وضعيت اقتصادي آمريکا بحث کرد، آقاي ترامپ در تبليغاتش گفت که زماني که به تعداد زيادي از شهرهاي آمريکا وارد مي‌شويد خيال مي‌کنيد که وارد کشور جهان‌سومي شده‌ايد و يا اينکه ايشان مي‌گويد  که ما دو جنگ کرده‌ايم که اگر هزينه‌هاي آن‌ها را جمع کنيم مي‌توانستيم دوباره آمريکا را بازسازي کنيم اما برخي ممکن است اين‌گونه بگويند که مگر افکار عمومي تا چه ميزان مي‌تواند تأثيرگذار باشد؟ اقتصاد واقعاً موضوع بحث است. کارخانه‌هاي تسليحاتي با جنگ پرسود مي‌شوند و بسياري معتقد هستند که  جنگ موجب به راه افتادن اقتصاد آمريکا مي‌شود. بهترين راه براي آن‌که کوتاه‌مدت پاسخ سؤالتان را بيابيد اين است که بدانيد انديشکده‌ها در آن کشور پس از جنگ عراق چه  تصميم‌هايي را به مسئولين آمريکايي ارائه کرده بودند؟20 انديشکده معروف در امريکا هستند که تأثيرگذارند براي مثال انديشکده هاي بروکينز، رند، شوراي روابط خارجي (CFR) وغيره.

اجماع انديشکده هاي آمريکايي در ناممکن بودن حمله به ايران

وي گفت: اين انديشکده ها تصميم سازان مهم در آمريکا هستند و بر اساس کارهايي که انجام مي‌دهند رتبه‌بندي مي‌شوند. براي نمونه  شوراي روابط خارجه را بررسي مي‌کنيم، بايد ديد که چه کساني عضو اين مجموعه هستند. رؤساي جمهور سابق آمريکا، وزراي خارجه سابق آمريکا، وزراي دفاع سابق آمريکا و ... عضو اين مجموعه هستند بااين‌وجود اين افراد خودشان تحقيق نمي‌کنند بلکه بهترين محققين را استخدام مي‌کنند همانند خانم سوزان ملني، که ايشان مدت‌زماني در وزارت امور خارجه آمريکا طراح تصميم‌ساز بوده است.

 اين مجموعه، ايشان و امثال ايشان را به خدمت مي‌گيرند و بر اساس تجربه افرادي همانند آقاي کلينتون، برژنسکي، کسينجر و ... را به عضويت مي‌گيرند. تصميم سازي‌هايي که اين مجموعه مي‌کند براي هر رئيس‌جمهوري در امريکا مهم است و نتايجشان را به او ارائه مي‌دهند؛ مجموعه انديشکده‌ها زماني که يک تصميم مي گيرند که بسيار نادر است حتماً رئيس‌جمهور آمريکا به آن عمل مي‌کند زيرا افراد عادي در آن مجموعه‌ها نيستند. آقاي کلينتون که در آن مجموعه حضور دارد براي هر سخنراني در هر کشوري بين 100 هزار دلار تا 1 ميليون دلار بسته به آنکه در کدام کشور است پول دريافت مي‌کند. به‌عنوان‌مثال ديگري مي‌توان به آقاي برژنسکي اشاره کرد که هنوز زماني که موضوع در سنا به مشکل برمي‌خورد از ايشان کمک مي‌گيرند؛ اين افراد به تصميمي در انديشکده ها رسيده‌اند. خلاصه بگويم در سال‌هاي 2004 الي 2009 که آقاي اوباما رئيس‌جمهور شد حتي تا  انتخابات ما که سال 92 بود، همه آن‌ها سفارش کردند که شما به‌هيچ‌عنوان راه‌هايي را که سفارش شده است، انجام ندهيد و از اين به بعد ديپلماسي تغيير  رويکرد نسبت به ايران داشته باشيد. در حال حاضر گزارش‌هاي انديشکده ها موجود است. در فاصله سال‌هاي 2004 الي 2009 به‌غيراز  2 تحقيق – اعم از آن‌هايي که در رابطه با خاورميانه است و يا در رابطه با  ايران است- هيچ‌کدام حتي راجع به گزينه نظامي بررسي نکرده است .

روزبه در ادامه گفت: در طيف تحقيقاتي که مجموعه‌هاي متفاوت انجام داده‌اند به دليل آنکه تا حدي پرهزينه است حتي در طيف تصميم سازي  هيچ‌وقت به اين مورد به‌عنوان يک امر جدي نگاه نشده است.

مقصودي پرسيد: پس درواقع هيچ گزينه نظامي روي ميز نبوده است؟

انديکشده آمريکايي: گزينه نظامي عليه ايران حماقت محض است

خوش‌چشم در جواب گفت: خير. فقط دو انديشکده در دو گزارش  از ميان تعداد بسيار  زيادي گزارش و از ميان انبوه گزينه‌ها، در مورد گزينه نظامي چنين بيان مي‌کند که چنان هزينه‌اي دارد که حماقت محض است که  چنين تصميمي گرفته شود. اين دو تحقيق که من اشاره کردم  يکي توسط مرکز سابان در بروکينز انجام‌شده است و به سفارش شوراي روابط خارجي – به‌عنوان کار مشترک- انجام‌شده است و مديريت پروژه بر عهده برژنسکي و به همراهي خانم سوزان ملني انجام‌شده است که اين تحقيق راجع به خاورميانه است. جالب است که اين تحقيق درزماني همانند زمان فعلي بوده است که آقاي اوباما پيروز شده است و يک الي دو ماه مانده است که مسئوليت به او سپرده شود. در آن زمان به او مي‌گويند که راه  شما در رابطه با خاورميانه اين موارد است و در اين گزارش گزينه جنگ با ايران را مطرح مي‌کنند که هيچ امکاني براي اين گزينه نداريم بنابراين چنين گزينه‌اي بر روي ميز نيست و شما بايد گزينه تغيير رويکرد ENGAGEMENT  با ايران  و ايجاد رابطه و تعامل با ايران را انجام دهيد.

لرزه بر اندام ژنرال 4 ستاره آمريکايي از عواقب برخورد با قايق هاي تندروي ايران

سيد مصطفي خوش‌چشم گفت: گزارش ديگري هم هست  که به‌صورت مستقل انجام‌شده است که آن‌هم براي همين مرکز شوراي روابط خارجي است. اين مرکز خودش را به‌عنوان مرکز جهاني مي‌داند. گزارش ديگر هم به رهبري آقاي برژنسکي اما به‌صورت مستقل و تحت مديريت  اجرايي خانم سوزان ملني انجام مي‌شود و بازهم به همين نتيجه مي‌رسد. در گزارش اول گفته مي‌شود که اصلاً مشخص نيست که شما پيروز شويد يا خير اما نتيجه گزارش دوم اين است که امکان پيروزي داريد اما مدت‌زماني که طول خواهد کشيد و تا چه ميزاني  ما دچار مشکلات عديده خواهيم شد مشخص نيست.

اين کارشناس بين الملل اظهار داشت: ژنرال 4 ستاره آمريکا که بسيار کم ياب است که ژنرال 4 ستاره در تفنگداران دريايي پيدا کنيد؛ آقاي مارشال آنتوان تين، آقاي زنين در مرکز شيکاگو به همراه  دو الي سه نفر ديگر  که از اشخاص پشت پرده آمريکا در حال گفتگو است و با تعدادي از نخبگان در حال صحبت است. ايشان مي‌گويد که ما تنمان مي‌لرزد زماني که قايق‌هاي تندروي ايران – منظور قايق‌هاي سپاه است – در خليج‌فارس  تنش به تنه ناوهاي ما بگيرد.

 ايشان مي‌گويد گذشت آن دوراني که احمق‌هايي فکر مي‌کردند در بغداد با برگ زيتون  از ما پذيرايي مي‌شود، الآن ديگر چنين احمق‌هايي نيستند و فهميدند که چه هزينه گزافي براي ما خواهد داشت، ما هميشه نگران  هستيم که ما  از مسير خودمان خارج شويم و با ايراني‌ها دچار مشکل و جنگ بشويم به دليل آن‌که در انتهاي اين جنگ مشخص نيست چه مي‌شود. حال آقاي ترامپ مي‌گويد که  اگر من بودم زماني قايق‌هاي ايراني نيروهاي ما را گرفتند چنين و چنان مي‌کردم بايد بدانيم که اين موارد  برنامه‌هاي تبليغاتي و انتخاباتي است که در آينده  به آن خواهيم پرداخت.

مقصودي از دکتر روزبه در مورد اينکه با برجام سايه جنگ برداشته‌شده است سؤال پرسيد و ميزان واقعي بودن اين گزينه را پرسيد. اما روزبه ابتدا به مسئله ديگري پرداخت و گفت: به سؤال شما مي‌پردازم اما در ابتدا در مورد اوج تنش جمهوري اسلامي با امريکا مباحثي را مطرح مي‌کنم؛ اگر سال 2012 تصور بکنيم،  بايد ببينيم که در طرف ديگر که قرار است جنگ را مديريت کند چه اتفاقي افتاده است که آقاي دکتر به‌خوبي فضاي اتاق فکرها را تشريح کرده‌اند.  اتاق‌هاي فکر نسبت به موضوع جنگ واکنش‌هايي داشتند اما آمريکايي‌ها به اين اکتفا نکردند و کارگروه متشکل از بزرگ‌ترين افرادشان را اختصاصاً براي بررسي موضوع جنگ گردآوردند. – سند اين رخ داد نشان داده شد.-  اين سند سنجش هزينه و فايده جنگ است؛ چه کساني  به اين موضوع پرداختند؟

خود آمريکايي‌ها مي‌دانند که نمي‌توانند با ما جنگ داشته باشند اما در ايران برخي از جنگ صحبت مي‌کنند!

وي با پاسخ به اين سوال گفت: اشخاصي که در اين کارگروه بوده‌اند، آقاي برژنسکي ، آقاي نيکلا برنز،  آقاي ريچارد آرميتاژ و افرادي ديگر همچون فرماندهان نيروهاي آمريکا، بازنشسته‌هاي نيروهاي آمريکا مانند آقاي ويليام ورز و ژنرال زيني و ... در اين مجموعه حضورداشته‌اند. جمع‌بندي اين افراد در رابطه با جنگ با ايران است که به‌تفصيل گفته‌شده است. آن‌ها گفته‌اند که درصورتي‌که با ايران  وارد جنگ بشويم به  سه الي 4 نقطه مي‌توانند فقط ضربه بزنند و امکان از بين بردن آن را ندارند. يکي  از دلايلي که بر روي مجموعه فردو تا اين اندازه حساسيت بود به دليل ضربه ناپذير بودن اين مجموعه بود، اين مجموعه در دل کوه‌ها با يک حصار طبيعي است که ضربه زدن به آن به معني از بين بردن نيست بلکه به معني ايجاد خسارت است. اين افراد مي‌گويند که  به بخشي از نيروهاي نظامي ايران مي‌توانيم ضربه بزنيم اما نمي‌توانيم آن‌ها را از بين ببريم و در ازاي اين اقدامات بايد پاسخ‌هاي ايران را بسنجيم.

روزبه افزود:  اين افراد مي‌گويند که ما با 14  «نمي‌دانم» در حوزه ايران مواجه هستيم؛ نمي‌دانيم که  ايران چگونه مي‌خواهد جواب بدهد، نمي‌دانيم ايران در چه سطحي مي‌خواهد جواب بدهد، نمي‌دانيم در چه حوزه جغرافيايي مي‌خواهد جواب دهد، با چه ميزان  شدتي، در ايران جواب خواهد داد يا در منطقه جواب خواهد داد ؟ در کدام بخش از دنيا  جواب خواهد داد؟ اين گزارش را خبره‌ترين و در حقيقت زبده‌ترين و بزرگ‌ترين کارشناسان امنيت ملي امريکا مي‌گويند. برژنسکي و آقاي زيني که فرمانده سندکام بوده است مي‌گويد که اگر قرار باشد جنگي در حوزه ايران اتفاق بيافتد کسي که  بايد عمليات بکند فرمانده سندکام است، اين شخص مي‌گويد که من نيستم.  اما با اين‌وجود در کشور ما از جنگ صحبت مي‌شود! جنگ بيش از آنکه  براي ما ترس‌آور و دلهره‌آور باشد براي کاخ سفيد ترس‌آور و دلهره‌آور است.

 

خوش‌چشم کارشناس مسائل راهبردي در ادامه صحبت‌هاي دکتر روزبه گفت: در سال‌هاي 2008 که ما شهاب‌هاي 1 و 2 و3 داشتيم به‌شدت مي‌ترسيدند. آن‌ها تصميم گرفتند که در غالب يک طرحي تحت عنوان BIG BARGEN  معامله‌اي  بزرگ به راه بي اندازند که هم هسته‌اي  را به رسميت بشناسند و هم منافع ما در منطقه  و خاورميانه و کل جهان را به رسميت بشناسند و ديگر تحريم نظامي و هيچ‌گونه تهديدي در کار نباشد. 

ابهام بزرگ اطلاعاتي آمريکا از نحوه پاسخ نظامي ايران

خوش‌چشم در ادامه گفتگو با اشاره به موشک‌هاي سجيل و قدر گفت: در حال حاضر يکي از کارهاي آن‌ها نوشتن سناريوهاي مختلف است. صدها سناريو به‌دقت نوشته مي‌شود تا درصورتي‌که هر اقدامي شد چه نتيجه‌اي مي‌دهد. آن‌ها به‌شدت علاقه دارند که از ايران جامعه نخبگان، خبرنگاران، ارتشي‌ها ، نظامي‌ها و يا متخصص دفاعي با  هزينه هنگفت شرکت کند تا آن‌ها بفهمند که عکس‌العمل ايراني‌ها نسبت به اين قضيه چيست؟  آن‌ها اطلاعات مي‌خواهند و اطلاعات ندارند و کور بودن اين افراد باعث شد که جنگ جزء گزينه‌ها نباشد.

مجري برنامه با پرسش اين مطلب که پاسخ نظامي ايران تا چه اندازه براي اين افراد مبهم است؟ گفت:  آيا تا اين اندازه ابعاد آن را بزرگ مي‌دانند؟

روزبه در جواب گفت: بله. آن‌ها مي‌گويند ما توان شروع اين اقدام راداريم اما چون نمي‌دانيم که در چه حوزه‌اي، با کدام ابزار، در کدام منطقه و با چه سطحي، و با چه شدتي به ما پاسخ داده خواهد شد پرونده جنگ را بايگاني کرده‌اند.

مجري ثريا با اشاره به موضوع برجام گفت: اخيراً در فضاي سياسي و رسانه‌اي  بين برجام و مباحث نظامي ارتباطي مطرح‌شده است و هم اينکه برخي شخصيت‌ها که بعيد است چنين حرف‌هايي بزنند در رسانه ملي موضوعاتي مطرح کردند که پس‌ازآن صحبت‌هايشان را اصلاح کردند. اما به‌هرحال گفته‌اند که اگر برجام نبود گزينه جايگزين، جنگ بود. به نظر من اين موضوع بايد بررسي شود و با اين تحليل‌هايي که از سوي برخي مطرح مي‌شود اين تهديد تا چه اندازه واقعي است؟

بدعهدي آمريکا و بي حاصلي برجام، علت تغيير هدف برجام از رفع تحريم‌ها به رفع تهديدها

خوش‌چشم در جواب گفت: من به‌صورت تيتر وار مطرح مي‌کنم، ابتدا بايد گفت که برجام باهدف رفع تهديد جنگ نبود بلکه براي آن بود که تحريم‌ها رفع شود. در حال حاضر که با بدعهدي آمريکايي‌ها چيزي حاصل نشده است برخي مي‌گويند که برجام باعث شد که جنگ نباشد. اصلاً تهديدي در کار نبود بلکه فقط لفظي بود. خانم کاندوريزا رايس در جلسه استماع – جلسه بودجه – سال 2006  ايشان در رابطه با ايران در حضور سناتور اوباما ، سناتور بايدن ، سناتور کري حضورداشته‌اند که البته در مورد جنگ صحبت نمي‌کند در رابطه باسياست‌هاي ايران صحبت مي‌کند.

روزبه اضافه کرد: اين افراد هيئت حاکمه حال حاضر هستند.

خوش‌چشم در ادامه گفت: اين افراد دادوفرياد مي‌کنند  و به خانم رايس ميگويند که به چه علت ما در منطقه‌اي شرکت کرده‌ايم و کشته داده‌ايم که هر دولتي  که در منطقه يا جهان بر روي کار ميايد آن  شخصي است که عين اين جمله مرگ بر امريکا را مي‌گويد. براي نمونه عراق و ايران را مثال مي‌زنند که در آن احمدي‌نژاد بر روي کار آمده است.  در مثال ديگر حماس را در فلسطين مثال مي‌زنند که با انتخابات دموکراتيک بر سرکار آمده است. مثال ديگر ونزوئلا و بوليوي و ... را مطرح مي‌کنند که هر شخصي که به آمريکا فحش مي‌دهد بر روي کار آمده است. خانم رايس در آن جلسه مي‌گويد به ما چند سال وقت بدهيد تا سعي کنيم آن‌هايي که طرفدار آمريکا هستند بر روي کار بيايند. آن افراد در پاسخ مي‌گويند که ما چنين وقتي را به شما نمي‌توانيم بدهيم شما اين جنگ‌ها را به راه انداختيد. سپس آقاي کري در آن جلسه مي‌گويد چه کسي به شما چنين توهمي داده است که انتخابات به معني دموکراسي است و دموکراسي با انتخابات شروع مي‌شود؟ آقاي کري سپس مي‌گويد که دموکراسي با انقلاب شروع مي‌شود و خانم رايس در پاسخ به ايشان مي‌گويد مگر چنين چيزي شدني است؟ آقاي کري بر انقلاب اصرار مي‌کند.

گريه کري براي فريب مذاکره کنندگان ايراني

وي با اشاره رفتار فريبکارانه کري در مذاکره با مسئولين ايراني گفت: در زمان مذاکرات هسته‌اي  به گفته خانم شرمن، ايشان در انتهاي جلسه پيش از اعلام خبر توافق به مطبوعات گريه‌اي کرد و گفته است که من از جنگ ويتنام به بعد به عالم سياست آمده‌ام تا نگذارم خوني ريخته بشود. بله اين حرف درست است اما منظور ايشان خون آمريکايي‌ها است. ايشان در جلسه استماع کنگره عبارت نافرماني مدني بکار نمي‌برد بلکه مي‌گويد بايد انقلاب شود و انقلاب  به معني خون‌ريزي است؛ ديدگاه آقاي کري بوده و هست يعني دموکرات‌ها همين‌طور هستند اما متأسفانه در ايران درست فهم نشده است.

خوش چشم در پاسخ به اين سؤال که منظورشان براندازي است يا نه،  گفت: بله. متأسفانه در ايران مي‌گويند که دموکرات‌ها جنگ‌طلب نيستند و جمهوري‌خواهان جنگ‌طلب هستند. سال 2000 که بوش انتخاب شد، تبليغات انتخاباتي‌اش اين بود که آقاي کلينتون جنگ‌هاي بي‌دليلي در خارج همانند بالکان به راه مي‌اندازد بايد به خود آمريکا توجه کند. پس از 11 سپتامبر آقاي بوش جنگ‌طلب شد و همين الآن هم آقاي ترامپ مي‌گويد که من در سوريه و غيره نمي‌خواهم شرکت کنم و آن‌ها را به پوتين مي‌دهم.

برجام احتمال جنگ را افزايش مي‌دهد

اين کارشناس مسائل بين المللي گفت: هدف اين بود که تحريم‌ها برداشته شود اما الآن اين صحبت‌ها مطرح مي‌شود که مانع جنگ شده است.  نکته دوم اين است که  برجام احتمال جنگ را بدتر کرده است که در برنامه‌هاي بعد توضيح خواهم داد؛  در همان جلسه خانم رايس به آقاي اوباما و بقيه مي‌گويد که ما نسبت به ايران کور هستيم، در دوره شاه 200 هزار دانشجو به آمريکا مي‌آمد و مي‌فهميديم که  در ايران چه وضعي هست، اما  در حال حاضر 2000 هزار نفر هستند، پس‌ازاين صحبت‌ها بودجه کلاني حدود 60 الي 70 ميليون دلار تخصيص مي‌دهند تا درباره ايران اطلاعات استخراج کنند.

وي  در پاسخ به اين سؤال که برجام تا چه حد در اين رابطه مؤثر بوده است گفت: برجام اتفاقاً برعکس است؛ چيزي که آن‌ها نداشته‌اند اطلاعات بوده است اما الآن مي‌توانند اطلاعات بگيرند.

مقصودي بابيان اينکه آيا شما مي‌گوييد که برجام سايه شوم جنگ را برنداشته است؟ گفت: برجام بلکه مي‌تواند  کمک کند تا سايه شوم جنگ رخ دهد.

برجام يار کمکي آمريکا براي جنگ احتمالي عليه ايران

کارشناس مسائل راهبردي در پاسخ گفت: بله؛ آقاي اوباما و برخي ديگر هم گفتند. وي گفت شما قصد داشتيد که حمله کنيد، درهرصورتي که حمله مي‌کرديد چه مي‌شد؟ شما مي‌توانستيد 1 الي 2 سال ايران را عقب بي اندازيد، اولاً هنوز اين گزينه هست ولي با اين توافق زماني که قلب راکتور اراک خارج شد 6 سال طول مي کشد تا دوباره طراحي شود و دوباره کارگذاري شود که اين به گفته مسئولين خودمان است. چهار سال زمان مي‌برد تا  مواد غني‌سازي شده‌اي که از ايران خارج شد دوباره به ميزان قبلي از گردد، پس با ابزار ديپلماسي توانسته‌ام اين کشور را 4 الي 6 سال عقب بي اندازم، حتي اگر هم خواستيد جنگ به راه بي اندازيد 2 سال ديگر هم شما عقب خواهيد انداخت، اما نمي‌توانيد توان آن را از بين ببريد. به گفته معاون آقاي کري برنامه آتي آن‌ها در رابطه با موضوع موشکي همين است.

ايشان با بيان اينکه از طرف داخل هم مي‌توان بررسي کرد گفت: چند رسانه‌ داخلي اين مطلب را زده‌اند. از قول آقاي عراقچي، آقاي ظريف در مذاکرات به اروپايي‌ها گفت که شما نمي‌توانيد فوردو را نابود کنيد با جنگ هم نمي‌توانيد آن را منهدم و قصد داريد که از طريق مذاکره فوردو را ببنديد و با جنگ هم به سراغ بقيه جاها همانند نطنز و اراک  برويد اما حالا با مذاکرات توانسته‌اند تجهيزات اتمي  را ازآنجا خارج کنند.

خوش چشم تصريح کرد: مشکل بعدي که برجام باعث آن شد، اين است که ما تحت بيشترين و شديدترين بازرسي‌هاي IAEA  قرارگرفته‌ايم.  سازمان بين‌المللي انرژي اتمي همان کساني هستند که تمام اطلاعات ما را به آمريکايي‌ها داده‌اند. اتفاقاً در جلسه استماع پس از برجام پس از اجراي اين موضوع، به خانم شرمن مي‌گويند که بالاخره ما سند مخفي مابين ايران و آژانس را نديده‌ايم ، آيا شما آن را ديده‌ايد يا خير؟ ابتدا طفره مي‌رود سپس اقرار مي‌کند که معاونش آن را ديده است و سپس خبرگزاري AP آن را منتشر کرد.

در ادامه گفتگو مجري برنامه از ايشان در رابطه با درز اطلاعات از آژانس و سنديت اين موضوع پرسيد که وي در جواب گفت: بله ، تابه‌حال هر زمان‌که بازرس مي‌فرستند ، ايران تعدادي را پس مي‌فرستد که يا به معني آن است که جاسوس هستند و يا تائيد شده نيستند. مگر در مورد عراق اين اتفاقات نمي‌افتاد؟ در مورد خودمان مي‌توان به  سند بسيار محرمانه  و دوجانبه مابين ما و آژانس اشاره کرد که بسياري از کميسيون امنيت ملي مجلس اين سند را نديده بودند و آمريکايي‌ها اين سند را ديده بودند که اين مشکل دوم است.

ايشان در جواب گفت: ما هم عقب افتاديم و فردو را به‌نوعي واگذار کرديم، همچنين آن‌ها اطلاعات کلان رادارند و هرروز هم به آن اضافه مي‌شود.

سخنگوي کاخ سفيد: گزينه نظامي پس از  برجام تقويت هم خواهد شد

وي در پاسخ  به اين سؤال که از مقامات آمريکا چنين سندي هست گفت: بله، پس از انعقاد قرارداد وين، آقاي جاش ارنست در 26 تيرماه سال 94 – دو روز بعد از توافق هسته‌اي در وين – اعلام کرد که نکته کليدي  آن است که گزينه نظامي پس از توافق تقويت هم خواهد شد.

وي بابيان اينکه اين موضوع را سخنگوي کاخ سفيد اعلام کرده است، گفت:  سخنگوي کاخ سفيد در ادامه گفته است که ما طي اين سال‌ها جزئيات بيشتري در رابطه با برنامه هسته‌اي ايران گردآوري خواهيم کرد، بنابراين زمان تصميم‌گيري فرماندهان نظامي آمريکا و اسرائيل در رابطه باهدف گيري، به دليل اطلاعاتي که به لطف رژيم بازرسي‌ها – منظور IAEA  است – جمع‌آوري کرده‌ايم جلو خواهد افتاد.

مقصودي بابيان اينکه اين صحبت بسيار کليدي است، گفت: پس طراحي که طرف آمريکايي کرده است اين است که بتواند با برجام اطلاعات به دست آورد.

کارشناس مسائل راهبردي در ادامه گفت: اين موارد را طرف آمريکايي اصلاً پنهان نکرده است. آقاي اوباما  روبروي دوربين هميشه اين موضوع را بيان مي‌کند، ايشان مي‌گويد که اگر شما بدون دقت شليک مي‌کرديد بهتر بود يا اينکه با دقت بزنيد؟

در اين زمان مجري برنامه به تجربه عراق اشاره کرد و گفت: همان کاري که با عراق انجام داده‌اند که با بازرسي‌هاي مفصل و ... عراق را کامل شناسايي کردند که البته اين مسائل طراحي طرف آمريکايي است و انشا الله در کشور تدابير لازم اتخاذشده است.

 

خوش‌چشم با تائيد صحبت‌هاي مقصودي گفت: آن‌ها در سال 2006 با دو موشک مي‌ترسيدند، در حال حاضر که به گفته رئيس ستاد  کل، هرسال در زمينه پدافند موشکي و قدرت و توان موشکي با سال گذشته فرق مي‌کند اگر آن زمان هر 5 الي 6 سال يک جهش داشتيم در حال حاضر سال‌به‌سال به‌پيش مي‌رويم.

دکتر روزبه پيرامون تغيير تهديدات در دوران ترامپ با نمايش سايت آنلاين بدهي‌هاي آمريکا گفت: ترامپ ماحصل اقتصاد به بن بست رسيده آمريکاست. خروجي اقتصاد آمريکا شخصي مثل ترامپ مي‌شود. خروجي اين اقتصاد، اعلام اين حرف است که توان ماجراجويي جديد نداريم. خروجي اين اقتصاد، ابهام پيرامون آينده ناتو مي‌شود که اصلي‌ترين بازوي قدرت نظامي آمريکا است. خروجي اين فرايند که بدهي آمريکا هرروز در حال افزايش است اين است که اقتصاد آمريکا توان  ايجاد جنگ جديد را ندارد. زماني که ترامپ مي‌گويد که ما بايد به داخل امريکا بازگرديدم و با هزينه‌هاي جنگ مي‌توانستيم دو بار آمريکا را بازسازي کنيم، منظورش اين بدهي‌ها است.

روزبه بابيان اينکه دشمن در دشمني خودش ترديد ندارد گفت: جمع‌بندي آن‌ها در مورد ما دشمني است. شيوه دشمني را عوض مي‌کنند، اما آن چيزي که  اين دشمني‌ها را خنثي کرده است اقتدار روزافزون توان امنيتي و دفاعي ما است که به پشتوانه مردم  هميشه درصحنه و رهبر انقلاب است.

مجري برنامه با نقل جمله‌اي  از رهبر انقلاب که مؤيد نتيجه نظرسنجي است گفت: اين سخنان براي دو ماه گذشته است؛ رهبر انقلاب فرموده‌اند: «در طول سال‌هاي گذشته گاهي اوقات سخناني از جانب برخي از مسئولان مطرح‌شده است مبني بر اين‌که رفع تهديد نظامي و جنگ به  دليل فلان اقدام بوده است درحالي‌که اين سخنان صحيح نيست زيرا  تنها عامل  رفع تهديد نظامي اقتدار دفاعي و  نظامي و ايجاد ترس و رعب در دشمن بوده و خواهد بود.» اين سخنان قابل‌توجه برخي از عزيزاني که به‌هرحال جايگاه و سمتي دارند و از ايشان بعيد است که بگويند که با فلان قضيه سايه شوم جنگ را برداشته‌ايم.

در پايان برنامه خوش‌چشم گفت: راجع به آقاي ترامپ بايد نکته‌اي را بيان کنم؛ شايد 90% تحليل گران در داخل کشور  بگويند که اين حرف درست نيست.  آقاي ترامپ آدمي نيست که  بر اساس ايدئولوژي کار کند، ايشان بر اساس منافع کوتاه‌مدت کار مي‌کند. پايگاه فکري‌اش، حوزه اقتصادي است. به همين دليل است که قصد دارد از هزينه‌ها و تنش‌ها با روسيه ، در سوريه و ساير مناطق بکاهد. ايشان در مورد سوريه گفت ايران و روسيه در حال حاضر با تروريست‌ها در حال جنگ هستند حداقل براي مدت محدود هم که شده است با کشورها کارکنيم و هزينه‌ها را کاهش دهيم. حال آقاي اوباما هر چه فشار مي‌آورديد نيم قدم عقب‌نشيني مي‌کرد ولي اگر شما يک‌قدم عقب برويد او 2 قدم جلو مي‌آمد. آقاي ترامپ برعکس ايشان است و اگر شما يک‌قدم عقب برويد 10 قدم جلو مي‌آيد اما اگر از ابتدا محکم بايستيد و شما به عقب رفتن تن ندهيد او 10 قدم عقب مي‌رود. اين تحليل از نوع صحبت‌هاي ترامپ، فرارش از تنش‌ها کاملاً مشخص است. من اميدوارم سياست خارجي  کشور طبق فرمايش مقام معظم رهبري در سال‌هاي گذشته سياست‌هاي تهاجمي باشد . اميدوارم که دولت محکم بايستد و سياست خارجي محکم اتخاذ کند؛ اگر چنين کنيم قول مي‌دهم که آقاي ترامپ عقب‌نشيني خواهد کرد.

حمايت 92% مردم از افزايش توانمندي و اقتدار دفاعي

سؤال نظرسنجي اين برنامه بدين شرح بود:«کدام گزينه نقش اصلي را در بازدارندگي دفاعي و جلوگيري از تعدي نظامي دشمن در سه دهه اخير داشته است؟

افزايش توانمندي و اقتدار نظامي ايران
تمرکز بر مذاکره و گفتگو با ابرقدرت‌هاي شرق و غرب»

در بخش پاياني برنامه مجري دوم برنامه ثريا به پيامک‌هاي مردم اشاره کرد و سپس به نتيجه نظرسنجي را تا اين بخش از برنامه اعلام کرد و گفت : 92 درصد به گزينه «افزايش توانمندي و اقتدار دفاعي» رأي داده‌اند و تقريباً 8 درصد  به گزينه « تمرکز بر مذاکره و گفتگوي با ابرقدرت‌هاي شرق و غرب » موجب بازدارندگي براي  کشور شده است. 

محسن مقصودي از تمام اشخاصي که در نيروي‌هاي مسلح منجر به ايجاد چنين قدرت دفاعي شده‌اند تشکر کرد و گفت: بايد به نکته‌اي که در پيامک‌هاي مردم مطرح شد توجه کرد زيرا اين عامل  منجر به ضعف ما در مقابل دشمن مي‌شود. اميدواريم که مسئولين در اين رابطه بيشتر دقت کنند که  ما بايد در داخل قوي باشيم که يکي از اين مباحث بحث عدالت و فساد است.

مطالب مرتبط:


برچسب ها: اقتدار موشکی، شهيد طهراني مقدم، جام زهر، مجلس ششم
ارسال نظر
نام و نام خانوادگي
ايميل